گفتمش : من آن سمند سرکشم ! ... خنده زد که: تازیانه با من است !
" ... برخی از این سلول ها چندان تاریک و بدون هوا هستند که زندانیان نمی توانند روز را از شب تشخیص دهند و در نتیجه به طور پیوسته و کامل از نور و هوا بی بهره اند , در سلول های دیگر موجودات مفلوک و بی نوا در کند چوبی یا زنجیر آهنی اسیرند و نه می توانند حتی حاجات طبیعی خود حرکت کنند و نه می توانند دراز بکشند , مگر به پشت روی زمین سرد . و آن ها برای مدت طولانی باید شب و روز در این وضعیت عذاب آور باقی بمانند . زندانیان در بخش های دیگر این زندان ها نه تنها از نور و هوا بلکه از غذا هم محرومند , مگر نان و آب بخور و نمیری که تازه آن را هم با اکراه می دهند ..."
شکایت نامه یک مقام کشوری در فرانسه به پاپ در سال 1286 درباره زیاده روی های ماموران تفتیش عقاید محلی
تفتیش عقاید – دبور بکراش – صفحه 41
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
دستگاه تفتیش عقاید شش شکل عمده شکنجه را برای اعتراف گیری به کار می برد :
1.شکنجه با آب
" در شکنجه با آب , مقداری آب به زور به زندانی خورانده می شد , چه با یک وسیله قیف مانند که در گلو وارد می شد و یا با روش کندتری : چپاندن یک تکه پارچه در گلوی زندانی و خیس کردن آن , یا با بستن راه بینی زندانی و ریختن تدریجی آب در گلوی او . زندانیانی که در معرض این شکنجه قرار می گرفتند به خاطر حضور آب در گلو نمی توانستند نفس بکشند و پیوسته احساس می کردند که دارند خفه می شوند . شکنجه با آب که مکررا سبب پارگی رگ های خونی در گلوی قربانی می شد , آن قدر تکرار می شد که زندانی یا بمیرد و یا اعتراف کند ..."
2.شکنجه با آتش
" به پاهای زندانی روغن(پیه خوک یا دنبه یا هر ماده گزنده یا سوختنی دیگری) می مالیدند , سپس یک منبع آتش را به تدریج به پاهایش نزدیکترو نزدیکتر می کردند , سرانجام اگر زندانی اعتراف نمی کرد , پاهایش کباب می شد ... به دفعات حایلی بین پاهایی او و آتش قرار می گیرد , این لحظه فراغت به مامور تفتیش امکان می دهد که بازجویی خود را از سر گیرد ... "
3. شکنجه با تسمه و قرقره
" بدون در نظر گرفتن اینکه متهم زن بود یا مرد , تمامی لباس های رویی او را در می آوردند. سپس پاهای زندانی را محکم به هم می بستند , دست هایش را نیز از پشت می بستند . آن وقت مچ دست های زندانی را با تسمه به قرقره ای که چند متر بالای سرش قرار داشت متصل می کردند . زندانی را در این وضعیت اسفبار بالا می کشیدند ... در مواردی , برای افزایش درد , وزنه هایی به بدن زندانی متصل می ساختند . گاهی که زندانی از اعتراف خود داری می کرد , او زا در همین وضعیت تازیانه می زدند . اغلب اوقات زندانی را از بالای اتاق شکنجه ناگهان رها می کردند که به شدت به زمین کوبیده می شد ! ... "
4.شکنجه با چرخ
" زندانی بیچاره را به چرخ می بستند و شلاق می زدند و گاهی با ابزار های سخت و نوک تیز بدش را آماج قرار می دادند"
(به نظر چرخاندن چرخ نیز کافی است ! در ضمن در تصویر موجود در کتاب , که یک تابلو نقاشی از شکنجه با چرخ است , در حالی که زندانی را می چرخرانند , از زیر او را حرارت می دهند ! ... چیزی شبیه به باربکیو !)
5.شکنجه با چهار میخ
" دست ها و پاهای زندانی را به غلتک هایی در دو سوی یک تخت چوب پهن یا چهار میخ می بستند ... شکنجه گران غلتک ها را می کشیدند , اگر این کشیدن مدتی ادامه پیدا می کرد , بدن زندانی آنقدر کش می امد تا مفصل هایش پاره شود ! "
6.شکنجه با برودکین
" پاهای زندانی را بین دو قطعه چوب که برودکین نامیده می شد تحت فشار قرار می دادند . بعد شکنجه گر, گوه های چوبی یا فلزی را بین پا های زندانی و برودکین ها فرو می کرد و اگر زندانی در اعتراف به همه آنچه ماموران تفتیش عقاید می خواستند بشنوند درنگ می کرد , ممکن بود تمام استخوان هایش خرد شود ..."
کلیه نقل قول ها از همان – صفحات 45 تا 49
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
" ... در اینجا بود که گفته می شد سربازان ابزار شکنجه معروف به " باکره آهنی" را یافته اند : یک مجسمه مریم باکره که جلوی آن پوشیده از میخ و دشنه های نوک تیز بود . دست های این پیکره را می شد حرکت داد تا قربانی را آنقدر جلو بکشد که میخ ها و دشنه ها به بدنش فرو رود "
در جریان بازرسی کاخ دستگاه تفتیش عقاید مادرید توسط سربازان فرانسوی به دستور ناپلئون بناپارت
همان - صفحه 131
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
"محکوم را به حوضچه ای از آب آهک فرو کردند (ماده ای به شدت خورنده که گوشت قربانیان را در خود حل می کرد) و به تدریج تا گردن آن ها حوضچه را پر می کردند . آهک به تدریج آن ها را احاطه می کرد یا زنده زنده به دورشان دیوار می کشید . این شکنجه و عذاب بسیار شدید اما آهسته بود . همانطور که اهک بالاتر و بالاتر می آمد تنفس قربانیان رفته رفته دردناک تر میشد و به خاطر عذاب ناشی از تنگی نفس , به وحشتناک ترین و درد ناک ترین شکلی جان می باختند . گاهی پس از مرگ سرشان را از بدن جان می کردند و به داخل گودی هایی که از آهک ایجاد شده بود , می انداختند "
نامه ی یکی از دوستان ویلیام هریس رول(تاریخدان) در ارتش ایتالیا در سال 1852 هنگام گشودن درهای یک زندان تفتیش عقاید به روی مردم
همان - صفحه 139
