چند شوهری(Polyandry) - قسمت دوم
" در صحیح بخاری از عایشه نقل می شود که:
در جاهلیت عرب چهار نوع زناشویی وجود داشته است. ... نوع دیگر زناشویی این بود: گروهی که عدهشان کمتر از ده نفر میبود با یک زن معین رابطه برقرار میکردند.آن زن آبستن میشد و فرزندی به دنیا میآورد.در این وقت آن زن همه آن گروه را نزد خود دعوت میکرد و طبق عادت و رسم آن زمان، آن مردان نمیتوانستند از آمدن سرپیچی کنند; همه میآمدند.در این هنگام آن زن هر کدام از آن مردان را که خود مایل بود به عنوان پدر برای فرزند خود انتخاب میکرد و آن مرد حق نداشت از قبول آن فرزند امتناع کند.به این ترتیب آن فرزند فرزند رسمی و قانونی آن مرد محسوب میشد." ... از اینجا معلوم میشود که رسم چند شوهری در جاهلیت عرب وجود داشته است.
منتسکیو در روح القوانین میگوید:
" ابو الظهیر الحسن، جهانگرد عرب، در قرن نهم میلادی که به هندوستان و چین رفت این رسم را (چند شوهری) مشاهده کرد و آن را دلیل بر فحشاء شمرد.» و هم او مینویسد:
"در سواحل مالابار قبیلهای به نام قبیله «نائیر» زندگی میکنند.مردان این قبیله نمیتوانند بیش از یک زن بگیرند، در صورتی که زنهای آنها میتوانند شوهرهای متعددی انتخاب کنند.به عقیده من علت وضع این قانون این است که مردان قبیله نائیر سلحشورترین قبایل میباشند ... مقرر داشتهاند چند مرد دارای یک زن باشند تا علاقه خانوادگی آنها سستباشد و مانع انجام حرفه جنگی آنها نشود "
نظام حقوق زن در اسلام،مرتضی مطهری , صفحه 289-285

" ... تبت در کوه های هیمالیا منطقه ای ست که چند شوهری در آنجا بیش از دیگر نقاط دنیا شناخته شده است. در این منطقه بسیار سرد و مرتفع زنان می توانند بیش از یک شوهر داشته باشند. البته چند زنی هم معمول است. مثلا گاهی اوقات مادر و تمام دخترانش یک شوهر دارند یا پدر و تمام پسرانش یک زن دارند. نوع بسیار متداول این نوع ازدواج ، ازدواج چند برادر با یک زن است که آن را fraternal polyandry می نامند. البته این منطقه تنها جایی نیست که اینگونه ازدواج ها صورت می گیرد . بلکه در قسمتی از برزیل ، هند ، نپال ، سریلانکا ، چین و قبایل آمریکا نیز چنین ازدواج هایی صورت می گیرد.
در سال 1959 و 1960 دولت چین این منطقه از فلات تبت را تسخیر کرده و طبق قانون خانواده و ازدواج ، این نوع ازدواج را ممنوع اعلام کرد. که از آن پس از رواج آن بسیار کاسته شد ، ولی هم اکنون باز هم چنین ازدواج هایی در تبت وجود دارد. خصوصا که بعد از چندی دولت چین درصدد برآمد که از این موضوع برای جذب توریست استفاده کند و سخت گیری ها را به طرز محسوسی کاهش داد."(منبع)
" ... و در آخر اين سئوال برايمان پيش آمد كه اين جا چه بلايي به سر فرزندان مي آورند و فرزندي كه از يك زن واحد بوجود مي آيد مال كدام برادر است ؟ معلوم شد كه اولاد اول به برادر بزرگتر تعلق خواهد داشت و به همين قياس فرزندان بعدي به برادران كوچكتر خواهد رسيد .بچه ها به ترتيب تعلق به برادر بزرگتر پدر و به بقيه عمو ميگويند" (منبع)
" ... تعدد زوجات در ميان مغولان به ويژه در ميان اشراف و بزرگان چادرنشين ممنوع نبود. ليكن معمولاً مردان بيش از يك زن نمي گرفتند. در مورد تعدد زوجات مي بايست اشاره كرد كه در ميان مغولان ابتدا عقد و و نكاح به مفهومي كه براي ايرانيان شناخته شده بود ، معمول نبوده و حتي چند شوهري در ميان ايشان به چشم مي خورد. بنابراين در دوره حكومت مغولان در ايران زنان از موقعيت نسبتاً بهتري برخوردار شدند. بانوان مغول حجاب نداشتند و حتي پس از گرويدن به اسلام كمتر به حجاب توجه نمودند . زنان مغول نه تنها در زماني كه رسماً فرمانروا بودند. بلكه حتي در مواقع ديگر در امور مملكت دخالت داشتند.زنان خانواده خان در ميهماني هاي رسمي و مراسم انتخاب خان شركت داشتند" (منبع)
" ... تلاشهای اخیر برای "غیر قانونی کردن زنا" باعث ایجاد سرو صدا در اروپا شد واین قانون به مثابه شیوع قوانین مذهبی در ترکیه تلقی گردید. عدهای معتقدند که این قانون تلاشی برای مبارزه با چند شوهری بودن زنان است که هنوز دربرخی مناطق روستایی ترکیه رواج دارد." (منبع)



نام کشور کوچک روآندا در آفریقا بیش از هر چیز یادآور یکی از دهشتناکترین کشتارهای قومی در تاریخ معاصر است که چهارده سال پیش رخداد و طی آن حدود یک میلیون نفر در عرض صد روز کشته شدند. اکنون این کشور زخمدیده، از خاکستر خود سربرآوردهاست و در مسیر توسعه گام برمیدارد. آلوئیسیا اینیومبا زنی است که پس از کشتارهای قومی به مقام وزارتِ «خانواده، جنسیت و امور اجتماعی» منسوب شد و نقشی مهم در آشتی ملی و بازگشت آوارهگان ایفا کرد. در آن زمان کشتارهای قومی حدود پانصدهزار کودک بیسرپرست برجا گذاشته بود. اینیومبا برنامهای فوقالعاده را به اجرا درآورد و زنان روآندا را ترغیب کرد تا این کودکان را فارغ از خاستگاهِ قومیشان، به فرزندخواندهگی بپذیرند. حاصل کار این بود که شمار کودکان بیسرپرست از نیم میلیون به چهارهزار نفر کاهش یافت. اینیومبا میگوید: «به نظر من رئیسجمهور ما آیندهنگر بود. او میدانست که اگر روآندا بخواهد در مسیر موفقیت پیش برود، زنان تکیهگاهِ این حرکت خواهند بود.»
در نتیجهی اصلاحاتِ سیاسی و مشارکت زنان در روآندا، موقعیت اقتصادی آنان نیز به طرز چشمگیری بهبودیافته، تا جایی که سهم آنها در مالکیت و مدیریتِ اقتصادِ خصوصی به چهل و یک درصد رسیدهاست. بئاتریس کاکوبا زنی است که پس از بیست و دو سال کار برای سازمان ملل به روآندا بازگشته تا در بازسازی کشورش سهمی داشته باشد. او با نوسازیِ مزرعهای متروکه و پرورش گُل در آن، اکنون به یک صادرکنندهی گل رُز تبدیل شدهاست. هشتاد درصد از دویست و بیست کارگر مزرعهی او را زنان تشکیل میدهند. کاکوبا تأیید میکند که حضور زنان در نهادهای سیاسی به تنهایی برای پیشرفت کشور کافی نیست و میافزاید: «چیزی که برای روآندا مهم است این است که باید به مردها و زنهای جوان روآندا نشان دهیم که بخش خصوصی هم به زنهای قوی نیاز دارد.... چون وقتی در سیاست تحول ایجاد کردیم، بعد چه کسی باید آن ایدهها را درعمل به کار ببندد؟»