تبليغاتX
شرح این آتش جانسوز نگفتن تا کی ؟

شرح این آتش جانسوز نگفتن تا کی ؟

سخنی از آنچه که نمی توان نهفت !

نقد پارادوکس اپیکور

«پارادوکس ابیقوری» یا «معمای ابیقوری» استدلالی فلسفی است که وجود شر در جهان را با وجود خدا متناقض می‌بیند. این مسئله به صورت زیر است:

1.       خدا وجود دارد. (فرض اولیه)

2.       خدا قادر و عالم مطلق است. (تعریف خدا)

3.       خدا کریم و مهربان مطلق است. (تعریف خدا)

4.       موجودی که مطلقا کریم و مهربان باشد با هر بدی و شر مطلقا مخالف است.(تعریف مهربان مطلق)

5.       موجودی که مطلقا کریم و مهربان باشد در صورت اطلاع از وجود شر و توانایی نابود کردن آن شر را بلافاصله نابود می‌کند. (نتیجه گیری از گزاره ۴)

6.       خدا با هر بدی و شر مخالف است. (نتیجه گیری از گزاره ۳ و ۴)

7.       خدا آنی می‌تواند شر را به طور کامل نابود کند. (نتیجه گیری از گزاره ۲)

1.       نتیجه شر و بدی هرچه که باشد خدا می‌تواند بدون متوسل شدن به شر به آن دست یابد. (نتیجه گیری از گزاره ۲)

2.       خدا دلیلی برای نابود نکردن شر ندارد. (نتیجه گیری از گزاره ۷٫۱)

3.       خدا دلیلی برای بلافاصله عمل نکردن ندارد. (نتیجه گیری از گزاره ۵)

8.       خدا شر را به طور کامل و عانی نابود می‌کند. (نتیجه گیری از گزاره ۶، ۷٫۲ و ۷٫۳)

9.       شر وجود داشته‌است، وجود دارد و وجود خواهد داشت. (فرض اولیه)

10.   گزاره‌های ۸ و ۹ متناقض هستند. بنابراین یکی از فروض اولیه ناصحیح هستند. به این معنی که یا خدا وجود ندارد. یا شر وجود ندارد.

1 . به نظرنمی رسد که تقسیر معنای "وجود شر" به "عدم وجود خیر" تغییری در استدلال فوق ایجاد نماید ( مانند این سخن که سایه وجود ندارد , این نبود نور است که ما آن را سایه می نامیم ... شر وجود ندارد , این نبود خیر است که ما آن را شر می نامیم) زیرا باز این سوال مطرح می گردد که چرا خداوند بعضی از قسمت های جهان را در بعضی رمان ها از خیر خویش محروم ساخته است !

3. اگر گزاره 2 پذبرفته شود (قادر مطلق بودن خدا) باید بپذیریم گه اصولا چیزی بر خلاف اراده و میل خداوند به وجود نمی آید پس اینکه "شر اول به وجود بیاید" و "سپس توسط خداوند نابود شود " , تصور نارساییست . صرف به وجود آمدن شر باید مورد سوال قرار گیرد نه اینکه " چرا خداوند آن را بلاقاصله نابود نمی کند ؟"

2.گزاره 5 و به تبع آن 7.3 مغشوش است . صرف آنکه خداوند برای همه دنیا خیر می خواهد (به تبع ذاتش با هرگونه شر مخالف است) دلیل بر "بلافاصله عمل کردن" نمی شود . شاید "حکمتی" وجود دارد که عقل انسان به آن نمی رسد و خدا به خاطر آن شر را(به وجود می آورد و) حفظ می کند (بعضی پیشنهادها برای این حکمت : دنیا دار امتحان ما آدمیان است پس باید شر وجود داشته باشد تا ما با آنها آزموده شویم , ...)

4. این استدلال در درجه اول به "قادر مطلق" بودن خدا تضاد پیدا می کند و اگر این صفت را جزء لایلنفک تعریف خدا بدانیم(همانگونه که معتقدان به ادیان توحیدی می دانند) آنگاه وجود خدا را زیر سوال خواهد برد. اما طرفداران ثنویت (که اعتقاد به وجود خدای نیکی و خدای بدی دارند) دچار مشکل فوق نخواهند شد . خدای آنها قدرت نامحدود ندارد و با خدای بدی ها , در جنگ است , پس علت وجود شر در دنیا نیز توجیه می گردد . از نظر منطقی , تضادی در این ادعا نمی یابم (البته آن را تایید هم نمی کنم). اصولا یکی از پرسش های خود من اینست که وقتی انرژی منجر به تولید جهان محدود است (گئیا باید در فورمول E=MC^2  میزان M را برابر با جرم کل کائنات قرار دهیم ) برای چه باید قدرت خداوند نامحدود باشد !؟ به هر حال نتیجه آنکه پارادوکس اپیکوری , خدای ادیان توحیدی را هدف قرار می دهد نه هر گونه خدایی را  !

5. اینکه "شر وجود داشته و وجود دارد" ,گزاره ای قابل قبول و تاریخی است ولی اینکه "وجود خواهد داشت" چندان منطقی به نظر نمی رسد . از کجا معلوم که خداوند یک روز در آینده به وجود شر پایان ندهد ؟ از کجا معلوم که حکمتی که منجر به وجود شر شده , تا قبل از پایان جهان (روز رستاخیز) موضوعیت خود را از دست ندهد ؟ ... اگر بین " زمان ظهور منجی " و "روز رستاخیز" فاصله قائل شویم (همانگونه که در مسئله مهدویت به این گونه است)  آنگاه می توانیم بگویم  عمر شر از عمر جهان هستی کمتر است .

6. گروهی از دیندارانی که تا گزاره 10 هم با استدلال همراهی می کنند , در آنجا می گویند : اینکه معلوم است ! شر وجود ندارد ! ... خداوند رحمان مطلق است پس "هر چه که می کند" ( = " هر چه در این جهان رخ می دهد") عین رحمت است ! (هر  چه آن خسرو کند , شیرین کند !) و اگر ما بعضی از اتفاقات را بد می دانیم از نقصان فهم ماست , ما حقی به گردن خداودن نداریم که از او طلبکار باشیم و اعمال او را با مفهوم انسان ساخته عدالت بسنجیم ! بهترین تعریف عدالت , عملی است که خدا انجام می دهد (به گمانم  فرقه هایی از جبریون و اشعریون  اینگونه می اندیشیده اند)

7. گزاز 7.1 واقعا زیباست , اندکی راجع به آن و تصورات رایج دریاره خدا فکر کنیم !

8. نتیجه گیری ما نمی تواند بهتر از فرآیندی باشد که به آن نتیجه منجر می شود !! (دیوید کلی – هنر استدلال کردن)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 14:39  توسط امید  |