1. نظر سبحان :
سبحان اولین کسی بود که به پرسش پاسخ داد. به نظر اون در این زمینه باید دو مفهوم رو از هم تفکیک کرد :" واقعیت " و "حقیقت ".
به نظر سبحان "حقیقت" امریست "ذاتی" و مستقل از هر پدیده ی خارجی. به عبارت دیگر الف ، الف است ، چون ما می توانیم به طریقی ( استدلالی ، شهودی ، ... ) الف بودن آن را اثبات کنیم و ب بودن آن را رد نماییم ! نه چون اکثریت مردم دنیا ، اعتقاد دارند که این "الف" است !
به بیان خود سبحان : "یه عده آدم هرچقدر هم روی یه موضوع غلط پافشاری کنن درست از آب در نمیاد"
و اما " واقعیت " ، یعنی اون چیزی که " واقع " می شه ، معمولا " حقیقت" و یا به عبارت بهتر "تشخیص حقیقت " نیست بلکه :
"واقعیت اینه که بیشتر وقتا زور اون آدما به اون حقیقته می چربه"
پس به اعتقاد سبحان ، دموکراسی نمی تونه " حقیقت " یاب باشه ! چون حقیقت به نظر اکثریت بستگی نداره ولی به طور معمول چون "زور اون آدما به اون حقیقته می چربه" ، "حقیقت بعضا وارونه جلوه می کنه" و این طور به نظر میاد که اکثریت دارن به راه حقیقت می رن !
نتیجه گیری :نظریه سبحان حقانیت دموکراسی رو رد می کنه.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
2. نظر علی :
علی گزاره ها رو به سه دسته تقسیم می کنه :
1- گروه گزاره های درونی(غیر قابل رای گیری):
مثل اینکه آبی رنگ قشنگی است .
یا موسیقی سنتی زیبا تر از کلاسیک است
2 - گروه گزاره های تجربه پذیر بیرونی(رای گیری منطقی نیست ) : مثل اینکه
آب در دمای 100 درجه به جوش می آید
در فلان سیارات دیگر موجودات فضایی هستند
(اگرچه هنوز تجربه علمی در این مورد انجام نشده ولی این امر "ذاتا" تجربه پذیره، فقط هنور ملزومات آزمایش به دست نیومده)
برقراری ارتباط با آمریکا به نفع ماست یا ضرر ما
3- گروه گزاره های تجربه ناپذیر بیرونی(قابل رای گیری): مثل اینکه هر که اسلام دین بر حق است و یا اینکه فلان کاندید های ریاست جمهوری برتر از بهمان است ."
بنا به این تقسیم بندی ، به نظر می رسه اموری از قبیل "زیبایی و هنر"در گروه اول . امور "علمی " در گروه دوم و امور " اعتقادی" و "علوم اجتماعی " در دسته سوم جای می گیرند.
علی ، سپس به دسته سوم که موضوع بحث ماست می پردازه و می گه :"در مورد گزار های تجربه ناپذیر ما راهی بهتر از رای اکثریت نداریم . گزاره های که قابلیت تجربه و اثبات را ندارد , راهی جز این نیست که از افراد درگیر رای گیری شود . به عنوان مثال بهتر بودن فلان کاندیدای ریاست جمهوری قابلیت اثبات ندارد و از تمامی افراد رای گیری میشود . اگرچه که ممکن است به حقیقت نگراییم ."
بنابراین این نظریه ، دموکراسی رو " در بعضی امور " ، " بهترین راه ممکن " می دونه .
نظریه علی چند اشکال اساسی داره :
1. افراز گزاره ها به دو دسته "بیرونی" و "درونی" ، نامفهومه . چه دلیلی که وجود داره که اعتقاد به برحق بودن یک دین و یا یک نظام سیاسی خاص رو نشه یک گزاره درونی دونست ؟ شاید پاسخ داده شه که در گزاره های درونی اصولا بحث "حقانیت" مطرح نیست ! در این صورت هم باید تعریف جامع و مانعی از گزاره های درونی ارائه شه تا هر کس نتونه هر اعتقادی که داره رو با ادعای درونی بودن از رای گیری یا استدلال علمی ، مصون نگاه داره .
2. گزاره های تجربه پذیر و تجربه ناپذیر بیرونی هم باید اول تعریف بشن ! مثال در این زمینه کارا نیست .
مثلا اگر بشه گفت که بر قراری ارتباط با امریکا قابل استدلاله ، آیا در رقابت بین دو کاندیدای ریاست جمهوری که یکی دیپلم و دیگری دکترای علوم سیاسی داره ، نمیشه استدلال کرد که رئیس جمهور تحصیل کرده ، بهتر از رئیش جمهور کم سواده ؟
3. آیا گزاره های تجربه پذیر بیرونی که استدلال علمی در مورد اونها کاربرد داره ، از " قطعیت " بر خودارند ؟
4. این نظریه ، تفکر "رای متخصصان " رو رد نمی کنه . آیا بهتر نیست که در " امور تجربه ناپذیر بیرونی" ، به جای "افراد درگیر" از نظر "متخصصان درگیر" استفاده بشه ؟
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
3. نظر فرهاد :
فرهاد اعتقاد داره که که :"هیچ راه حل جامع و کاملی در مورد حکومت وجود نداره"
به نظر فرهاد حکومت "واقعیتی که تا وقتی توسط انسان دوپای قدرت طلب و خطرناک(که فکر می کنم همه ما تا حدی کم و بیش این خصوصیات رو داشته باشیم) اجرا نشه اشکالاتش مشخص نمی شه " بدین معنا که در امر حکومت تنها "آزمون - خطا" تعیین کننده روش بهتر است و استدلال علمی نمی تواند درستی یا نادستی ها را در این مورد پیش بینی کند. پس اگر بخواهیم این اندیشه را در دفاع از دموکراسی به کار ببریم ، باید بگوییم که دموکراسی بهترین روش شناخته شده (و نه اثبات شده) بشر برای اداره جامعه است. هر چند که از لحاظ تئوریک دارای نواقص است ولی "تجربه تاریخی" نشان داده که این شیوه از شیوه های دیگر کار آمدتر خواهد بود .
فرهاد در ادامه نظریه متخصصان را رد می کنه و می گه:"به لحاظ تئوریک خیلی خوبه که گروهی متخصص به جای اکثریت تصمیم گیری کنن. اما هیچ تضمینی در این نمی بینم که این گروه به گند نکشه کار رو و مثل خوک های داستان قلعه حیوانات شیر خوردن رو فقط حق خودش ندونه و یا حتی مهمتر از این هر تصمیم مذخرفی رو با تکیه بر اینکه متخصصه و دیگران صلاحیت اظهار نظر ندارن، نگیره."
به عبارت دیگر فرهاد این نظر رو مطرح می کنه که با توجه به فساد آور بودن قدرت غیر پاسخگو ، نظریه رای متخصصان ، به داستان قلعه حیوانات بدل خواهد شد. از طرفی پاسخگو بودن با نظریه "رای متخصصان" سازگار نیست زیرا دلیلی وجود ندارد که متخصص برای تصمیمی که می گیرد به غیر متخصص پاسخ بدهد ( آیا پزشک برای تشخیصش به ما پاسخ می دهد ؟ )تنها بعد از مشاهده پیامد های عملی تصمیم متخصصان است که شاید بتوان آنها را به پاسخ گویی واداشت ،آیا آن زمان دیر نخواهد بود ؟
نکته آخری که فرهاد به آن اشاره می کنه ، بسیار حائز اهمیته ، اون می گه : "به نظر من خیلی بده که انسانی برای اموری که مربوط به انسان دیگه این می شه بخواد تصمیم بگیره." این قضیه حلقه فراموش شده ای که در اظهار نظر دوستان دیگه دیده نمی شه ، در آینده در این مورد بیشتر صحبت می کنیم ...
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پاسخ هایی که ناظر به موضوع نبودند :
پاسخ های آریای عزیز و سپهر عزیز ، هر چند حاوی نکاتی درستی بودن ولی به نظر می رسه به جنبه " معرفت شناختی" سوالهای مطرح شده دقت نکردند و به جنبه ملموس و پراگماتیستی موضوع دمکراسی که در جامعه ما مطرح است ، پرداختند . با این وجود در پاسخ آریای عزیز قسمتی بود که آوردنش برای ادامه بحث بسیار مفید خواهد بود :
"دوست گرامی اگر برای دموکراسی قید و بند گذاشتی آن وقت از دموکراسی چیزی نمی ماند. ما می توانیم بکوشیم تا سطح آگاهی های دیگران را بالا ببریم تا آنان نیز انتخابی که به نظر ما درست است را دریابند ولی به نظر من هیچ کس حق ندارد دیگران را از حق اظهار نظر به هیچ دلیلی محروم کند حتی به دلیل نادانی."
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
آنهاییکه پاسخ ندادند :
و اما دوستان که حتی زحمت فکر کردن و پاسخ نوشتن را به خودشان ندادند ! این دوستان رو هم می توان در چند دسته طبقه بندی کرد :
1. کسانی که فکر می کنند این مسایل بدیهی است ( که معلوم نیست با وجود بدیهی بودن ، چرا ما گم کردگان راه مقصود را از کوکب هدایت خویش بی نصیب می کنند و با پاسخ های مستدل خود ، فصل الخطابی بر این جنجال های کودکانه نمی گذارند ؟)
2. کسانی که فکر می کنند الان وقت پرداختند به این موضوعات نیست(احتمالا اموضوعاتی نظیر هتک حرمت حرمین عسکرین ، انرژی هسته ای ، کاریکاتوریست دانمارکی ، تعویض برانکو ، ... اهمیت بیشتری از این موضوع دارد ! )
3. کسانی که فکر می کنند این موضوعات کلا چرت و بی اهمیته ! ( دات نت نیوک و ویندور ویستا رو بچسب که خریزه آبه !)
4. کسانی که حرفی برای گفتن ندارند ( جا داره این دوستان در مورد علت مصرف مقادیر متنابعی اکسیژن که هر روز به دی اکسید کربن تبدیل می کنند فکر می کنند ، آیا بهتر نیست این اکسیژن رو برای جلبک ها باقی بذارن ؟)
5 کسانی که اصولا نظر خاصی ندارن ( ... )
ابلهان را همه شربت ز گلاب و قند است
قوت دانا همه از خون جگر می بینم
اسب تازی شده مجروح به زیر پالان
طوق زرین همه بر گردن خر می بینم !